سيد محمد دامادى

479

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

داند ، زنديق است . چون اعمال را مقرّب بيند در مقام تفرّق است . » [ به اختصار از شرح تعرّف ج 4 ص 60 تا 65 ] تفرقه لفظيست مجمل و از آن به اشاره به هستى و خلق تعبير مىشود . و جمع و تفرقه دو اصل‌اند كه بهم محتاج‌اند و كسى كه به تفرقه اشاره كند بدون جمع ، خداى تعالى را منكر شده است ، و آنكه اشاره به جمع كند بدون تفرقه قدرت او را انكار كرده است و آنكه ميان اين دو جمع تواند كرد او موحد است . ( اللمع ص 339 ) - جمع حقيقت و سر معلوم و مراد حق باشد ، و تفرقه اظهار امروى . تفرقه علم احكام است ، جمله در حكم متفرق‌اند . يكى را حكم وجودست و يكى را حكم عدم كه ممكن الوجود باشد ، يكى را حكم فنا و يكى را حكم بقا . جمهور محققان تصوف را اندر مجارى عبارات و رموزشان مراد بلفظ تفرقه مكاسب است و بجمع مواهب يعنى مشاهدت . پس افعال معتاد جمله تفرقه باشد . [ كشف المحجوب ص 324 ببعد ] لفظ جمع و تفرقه اندر سخن ايشان بسيار بود . استاد بو على گفتى : فرق آن بود كه با تو منسوب بود . و معنيش آن بود كه آنچه كسب بنده بود از اقامت عبوديّت و آنچه به احوال بشريّت سزد آن فرق بود . و هر كه او را حق سبحانه و تعالى حاضر كند به افعال او از طاعات و مخالفات او ، آن بنده به صفت تفرقه باشد . اثبات خلق از باب تفرقه بود و اثبات حق از صفت جمع بود و بنده را چاره نيست از جمع و تفرقه ، زيرا كه هر كه او را تفرقه نبود عبادتش نبود ، و هر كه او را جمع نبود ، معرفتش نبود . و اشاره كرده‌اند به لفظ فرق ، بگردانيدن حق جمله خلق را از حال به حال پراكنده ( تفرقه ) گرداند در درجات ، گروهى را سعيد كرد و گروهى را بعيد كرد ، گروهى را مجذوب كرد ، گروهى را به قرب خود راه داد ، و